ارتباط با کودک ۳ تا ۱۲ سال؛ راهنمای کامل والدین برای دنیای ارتباطات کودکان

راهنمای کامل والدین برای دنیای ارتباطات کودکان

در رده سنی ۳ تا ۱۲ سال، ارتباط گیری در بین کودکان صرفا گفت و گو کردن و یا شنیدن نیست؛ بلکه بیان احساسات، درک کردن یکدیگر ،اجتماعی بودن، حل کردن تعارض ها و همدلی داشتن با یکدیگر است .
این رده سنی، از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین دوران برای شکل‌گیری مهارت های ارتباطی کودکان است. به این دلیل که کودک در این سن یادمیگیرد که نیاز های خود را بیان کند،گوش شنوای دیگران باشد، رابطه دوستی برقرار کند و آن را حفظ کند و در ارتباطات خود احساساتی مانند ناراحتی خجالت و یا خشم را کنترل کند.

ارتباط با کودکان

رده سنی ۳ تا ۵ سال

در این رده سنی، کودک با افرادی غیر از افراد خانواده در فضایی مثل پارک یا مهدکودک ارتباط میگیرد.
مهارت هایی که در این سن کودکان با آن رو به رو میشوند در حالی که این ارتباطات خودمحور و برای برآورده کردن نیاز های ارتباط خود هست :

  • شروع ارتباط با دیگران (مثل سلام کردن، نگاه کردن، درخواست کمک)
  • یادگیری نوبت گرفتن در بازی
  • شروع همدلی ابتدایی (مثلاً ناراحت شدن وقتی یکی گریه می‌کنه).

رده سنی 6 تا 9 سال

در این رده سنی ، کودک به ارتباطات و تعاملات پیچیده تری وارد میشود. فضای مدرسه، گروه‌ های دوستانه، رقابت‌ها، و احساسات مختلف مانند قهر،مسخره شدن،نادیده گرفته شدن،نقش پر رنگ تری پیدا میکنند و زمانی که کودک در این موقعیت ها قرار میگیرد نیاز دارد که مهارت گفت و گوی خود،مدیریت اختلافات،مرزگذاری و زبان بدن یا تشخیص دهد.

رده سنی ۱۰ تا ۱۲ سال

در مراحل ورود به نوجوانی، کیفیت و صمیمیت رابطه ها در بین این سنین از کمیت رابطه ها مهم تر میباشد و به واسطه آن دوستی های عمیق شکل میگیرد و نوجوانان در این سنین شوخی کردن، انتقاد کردن را تجربه میکنند و به درک شدن و پذیرفته شدن نیاز بیشتری پیدا میکنند و نسبت به نقش اجتماعی خود ریزبین تر و حساس تر میشوند.
در این دوران مهارت های ارتباطی باید به خوبی شکل بگیرد تا باعث زمینه های انزوا ،گوشه گیری،خشم سرکوب شده و یا وابستگی ناسالم نشود.
خلاصه مطلب ارتباط در کودکان ۳ تا ۱۲ سال یعنی یادگیری تدریجی چگونه بودن با دیگران؛ از لبخند های کودکانه تا دوستی‌های جدی و تعارضات واقعی.

دغدغه های والدین در خصوص ارتباط کودکان ۳ تا ۱۲ سال

در نگاه اول، ممکن است به نظر بیاید که کودکان خود نحوه چگونه ارتباط گرفتن را یاد میگیرند؛ به طور مثال زمانی که در فضایی مثل پارک به یکدیگر میگویند”بیا با هم بازی کنیم” یا زمانی که می‌خندند، دعوا می‌کنند یا قهر میکنند. اما پشت همین تعاملات ساده، دغدغه‌های بزرگی برای پدر و مادر وجود دارد. مشکلاتی که در دل سکوت بچه‌ها یا در پرخاش‌ها و انزواها پنهان میماند.

در ادامه مطلب، به مهم‌ترین نگرانی‌ها و سوالاتی که اکثر پدر و مادرها در مورد مهارت‌های ارتباطی فرزندانشان دارند می‌پردازیم :

  1. بچم خجالتی هست و با کسی حرف نمیزند
    اکثر والدین به این نگرانی دچار هستند که کودکشان در جمع دوستان و همسالان خود حرف نمیزند و دوستی را برقرار نمیکند . خجالت کشیدن، سکوت زیاد، یا حتی قایم شدن پشت مادر، نشانه هایی هستند که می‌توانند باعث نگرانی پدر و مادر باشند. اغلب پدر و مادرها این عقیده را دارند که این فقط یک ویژگی شخصیتی میباشد درحالی که اغلب این موضوع به نبود مهارت و اعتماد به نفس ارتباطی مربوط میشود.
  2. چرا بچم زود با دیگران دعوا می‌کنه یا حرف زور می‌زنه؟
    گاها کودک نمی تواندخواسته خود را با کلمات درست بیان کند و احساسات خود مانند خشم یا نا امیدی را مدیریت کند و روی آن کنترل داشته باشد. نتیجه‌اش؟ فریاد، کتک، دعوا و حتی طرد شدن از جمع،این موضوع هم برای خانواده و هم برای کودک ازاردهنده است.
  3. چرا بچه‌م هیچ دوستی نداره یا همیشه تنهاست؟
    زمانی که کودک در فضایی مثل مدرسه، مهدکودک یا مهمانی همیشه تنهاست و یا با همسالان خود بازی نمیکند ، زنگ خطر برای والدین به صدا در می آید و چنین سوالاتی برای پدر و مادر ها پیش می آید :
    o چرا کسی بچه‌م رو دوست نداره؟
    o نکنه باهاش بد رفتار می‌کنن؟
    o نکنه بلد نیست چطور با دیگران ارتباط بگیره؟
    تنهایی مداوم میتواند نشانه ضعف در مهارت‌های ارتباطی باشد.
  4. چرا بچه‌م نمی‌تونه احساساتش رو بیان کنه ؟
    اغلب کودکان توانایی بیان احساسات مختلف مانند ناراحتی یا دلخوری را ندارند و ترجیح میدهند قهر کنند یا در سکوت باشند. و باعث میشود ارتباط های سطحی،پرتنش و یا ناپایدار را تجربه کنند. بسیاری ایز والدین کنجکاو هستند که بدانند فرزندشان چه احساساتی را تجربه میکند.
  5. بچه ام در جمع رفتار مناسبی ندارد
    این دغدغه به‌خصوص وقتی افزایش می یابد که کودک وارد مدرسه می‌شود و یا در جمع‌های بزرگ‌تری قرار میگیرد و رفتار هایی مثل :
    مسخره کردن دیگران یا خودزنی برای جلب توجه بی‌احترامی به دوست
    گوش نکردن
    نشانه‌هایی هستند که باعث نگرانی پدر و مادر میشوند.
  6. آیا فرزندم می‌تونه در آینده روابط سالمی داشته باشه؟
    بسیاری از والدین که به مهارت های ارتباطی فرزندانشان حساس هستند، به این نگرانی دچار هستند که اگر در زمان کودکی توانایی برقراری رابطه دوستی را نداشته باشد چطور در آینده میتواند ارتباطات اجتماعی عمقی تر و دوستی های عمیق تر را تجربه کند ؟
    در این مرحله است که موضوع «ارتباط» از یک مسئله روزمره تبدیل می‌شود به یک دغدغه عمیق آینده‌نگر
    بنابراین تا این قسمت متوجه شدیم که والدین نگران چه مسئله هایی هستند ، وبه چه دلیل مهارت های ارتباطی، فقط یک “رفتار کودکانه” نیست، بلکه یک مهارت بنیادی برای آینده‌ی کودکان است.

بررسی دلایل ارتباط نا پایدار کودکان

بررسی دلایل در سه دسته: خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی

اکثر مشکلات ارتباطی کودکان، دلایل ناگهانی ندارند پشت سکوت بچه‌ها، خجالت‌ها، پرخاش‌ها یا انزوا ها، مجموعه‌ای از عوامل نهفته‌ است که در محیط خانواده، اجتماع و فرهنگ عمومی به وجود می آیند.

دلایل خانوادگی :

خانواده اولین فضایی است که کودک «ارتباط» را یاد می‌گیرد. اگر ارتباط در خانواده به خوبی پیش نرود، ممکن است کودک در آینده نتواند به درستی با دیگران ارتباط بگیرد.

  • نبود گفت‌و‌گوی سالم در خانواده
    خانواده‌هایی در خانواده هایی که پدر و مادر به ندرت با یکدیگر گفت و گو میکنند و یا گفت و گوی سالمی با یکدیگر ندارند و لحن صحبت آنها به دستوری مشابه هست(این کارو بکن،اون کارو نکن) الگوی نادرت گفت و گو به کودک نشان داده میشود و در نتیجه آن کودکانی تربیت میشوند که نمیتوانند نظر خود را ارائه دهند،سوالی بپرسند و یا انتقاد پذیر باشند.
  • الگو های ناسالم رفتاری
    کودکانی که دعوا های مداوم، توهین، بی‌احترامی، یا نادیده‌گرفتن احساسات ر در خانه تجربه میکنند، یاد می‌گیر که ارتباط یعنی قدرت‌نمایی یا عقب‌نشینی.مثلا اگر پدر در بحث ها فریاد بزند کودک یادمیگرد که برای رسیدن به خواسته ها باید فریاد زد و از صحبت کردن در ارامش خودداری کرد.
  • بی‌توجهی به احساسات کودک
    وقتی کودک از ناراحتی، ترس یا دلخوری حرف می‌زند و والدین می‌گویند “چیزی نیست”، “بزرگ شدی خودت می‌فهمی”، یا “ولش کن حساس نباش”، عملاً کودک را از بیان احساسات خود دور می‌کنند. و باعث میشود کودک احساس کند نیاز به بیان احساسات نیست و ارزش چندانی ندارد.

دلایل اجتماعی

محیط‌ های بیرون از خانواده هم نقش مهمی در شکل‌گیری یا تضعیف مهارت ارتباطی کودک دارند.

  1. نبود فرصت تعامل واقعی با دیگران
    در دنیای امروزه، کودکان زمان کمتری را به بازی ازاد اختصاص میدهند. ساعت‌ها با تلویزیون، تبلت یا موبایل بدون ارتباط چهره به چهره با همسالان خود میگذرانند که در نتیجه مهارت های گفت و گو،درک زبان بدن،همدلی کردن،حل اختلافات را به خوبی یاد نمیگیرند.
  2. رقابت‌ها در فضای آموزشی
    در محیط‌هایی که صرفا نمره، مقایسه و رقابت برجسته میباشد، همدلی و همکاری تضعیف میشود. کودک یاد می‌گیرد برای رسیدن به موفقیت به جای همکاری باید از دیگران پیشی بگیرد، چنین رفتارهایی و این نگاه رقابتی می‌تواند پایه‌ی رفتارهای سرد، حسادت‌آمیز یا حتی تحقیرآمیز باشد.
  3. تجربه‌های طردشدگی، قلدری یا نادیده‌ گرفته شدن
    اگر کودک در مدرسه، کلاس یا جمع بازی تجربه‌ی مسخره شدن، طرد شدن یا نادیده گرفته شدن داشته باشد، ممکن است دچار ترس اجتماعی شود و از ارتباط گرفتن با دیگران خودداری کند.

دلایل فرهنگی و تربیتی

فرهنگ عمومی و باور های تربیتی حاکم هم نقش بزرگی در تربیت ارتباطی کودکان دارند.

  1. تربیت مبتنی بر اطاعت و سکوت
    اکثر وقت‌ها به کودکان آموزش داده می شود که «جواب نده!»، «حرف نزن وسط حرف بزرگ‌تر!»، «برو بشین ساکت باش!» و باعث میشود کودک فرصت ابزار نظر ،مخالفت و یا حرف زدن نداشته باشد و مهارت های ارتباطی خود را سرکوب کند.
  2. باور های غلط درباره‌ی احساسات
    مانند:
    * «پسر نباید گریه کنه»
    * «دختر خوب هیچ‌وقت عصبانی نمی‌شه»
    این سری از باورها باعث می‌شود کودکان احساسات خود را سرکوب کنندو یا از بیان احساسات خود خجالت بکشند، در حالی که بخش بزرگی از مهارت ارتباطی، بیان درست احساسات میباشد.
  3. فشار برای کامل بودن
    اگر فرهنگ خانواده یا جامعه به کودک فشار آورد که همیشه باید “مؤدب”، “آراسته”، “عالی” یا “محبوب” باشد، کودک ممکن است نتواند احساس راحتی داشته باشد و خود واقعی اش باشد. این گونه فشارها باعث شکل‌گیری نقاب‌های ارتباطی می‌شود و ارتباط واقعی آسیب می‌بیند.

راهکار های کاربردی و خلاق برای تقویت مهارت ارتباطی کودکان 3 تا 12 سال

برای اینکه کودک بتواند در دنیای واقعی ارتباط مؤثر و سالمی برقرار کند، لازم نیست سخنرانی کنیم :
کودکان با “تجربه” یاد می‌گیرند، نه با توضیح دادن.

بازی نقش‌آفرینی: تمرین موقعیت های واقعی

کودکان به بازی کردن علاقه زیادی دارند. پس چرا از بازی برای تمرین مهارت‌های اجتماعی استفاده نکنیم؟
مثال‌ هایی برای بازی نقش‌آفرینی :

دعوت به بازی :
یکی از شما نقش بچه‌ای رو بازی کنه که توی پارک تنهاست. کودک باید بیاد و یه جمله مناسب برای دعوت به بازی بگه. (به طور مثال: می‌خوای با هم قایم‌باشک بازی کنیم؟).

حل دعوا :
سناریویی بسازین که دو کودک سر اسباب‌ بازی دعوا کردن. کودک باید نقش کسی رو بازی کنه که بدون خشونت و داد و بیداد مشکل رو حل می‌کنه.

مقابله با طرد شدن :
نقش یه دوستی رو بازی کنین که می‌گه “نه، نمی‌خوام باهات بازی کنم.کودک باید یاد بگیره بدون خجالت یا پرخاش پاسخ بده :
“اشکالی نداره، شاید بعداً با هم بازی کنیم.”

این بازی‌ها ساده هستند، اما تاثیر فوق العاده ای دارند و هر سری یک مهارت ارتباطی در ذهن و رفتار کودک ثابت میشود.

دفترچه‌ی احساسات و رابطه‌ها :

یه دفترچه یا دفتر نقاشی اختصاصی برای کودک تهیه کنید. هر صفحه‌اش می‌تواند شامل یکی از این بخش‌ها باشد :
امروز با کی بازی کردم؟
وقتی فلانی گفت “نه”، چه احساسی داشتم؟
اگه من جای دوستم بودم، چی کار می‌کردم؟
یک گفت‌وگوی خیالی بنویس بین دو بچه که ناراحتن و می‌خوان با هم آشتی کنن
این تمرین هم خلاقیت میباشد، هم خودآگاهی، هم مهارت اجتماعی.

کارگاه احساسات در خانه :

هر هفته یک شب خاص داشته باشید به اسم «شب احساسات» یا «شب گفت‌وگو». کارهایی مثل:
هرکسی یه احساسش رو از هفته بگه
هرکسی بگه این هفته از چی ناراحت شد، و چطور باهاش کنار اومد
بازی “حدس احساس”: یکی یه حالت صورت درمیاره، بقیه باید حدس بزنن اون چه احساسی داره
این کار باعث می‌شود صحبت کردن از احساسات، یک مکالمه معمولی و راحت باشد؛ نه یک کار عجیب یا سخت.

داستان‌سازی مشترک با چالش اجتماعی :

یه داستان خیالی بسازید، ولی با گره اجتماعی:
یه روز یه بچه به اسم آوا توی زنگ تفریح می‌خواست با دوستاش بازی کنه، ولی هیچ‌کس دعوتش نکرد. اون چه کارهایی می‌تونه بکنه؟
اجازه دهید کودک پایان‌های مختلف بسازد:
پایان خشمگین،پایان همدلانه،پایان خجالتی
از دل همین داستان‌ها، کودک یاد می‌گیرد دنیا همیشه یه راه دارد… و آن راه، حرف زدن و برقراری ارتباط است.

بازی های همکاری محور بدون رقابت

به‌جای اینکه کودکان دائما در بازی‌ها با هم رقابت داشته باشند، بازی‌هایی پیشنهاد بدهید که با همکاری به نتیجه برسند. مثل :
ساختن یک داستان تصویری با کمک یکدیگر
ساختن قلعه لگویی یا سازه با همکاری یکدیگر
تهیه یک غذا یا یک دسر ساده
این سری فعالیت‌ها به‌صورت ناخودآگاه حس تیمی، گفت‌وگو، نوبت گرفتن، شنیدن نظر دیگران و تصمیم مشترک رو تمرین می کنند.

تمرین “جمله‌ های من” به جای سرزنش کردن

به کودک اموزش دهید وقتی احساس ناراحتی دارد، به جای این‌که بگوید “تو بدی!” یا “ازت متنفرم”، اینطور بیان کند که :
“من ناراحت شدم چون حس کردم دوستم نداری.”
“من عصبانی شدم چون نوبت من بود و تو بازی کردی.”
این تمرین های ساده، کودک را از پرخاش و قهر، به سمت گفت و گو و احترام گذاشتن هدایت میکند.

نکات کاربردی برای ارتباط بهتر کودکان

نتیجه گیری :

این راهکارها نیازی به وسایل خاص یا شرایط خاصی ندارند. فقط به زمان، توجه، و همراهی پدر و مادر نیاز دارند. هر زمان که کودک در این تمرین‌ها موفق می شود، یک قدم بزرگ‌تر به سمت دنیای اجتماعی سالم‌تر برمی‌دارد.

نکاتی کاربردی برای پدر و مادر ها :

پدر و مادرها خود باید مهارت های ارتباطی خوبی داشته باشند.
خیلی وقت‌ ها والدین می‌پرسند :
“چرا بچه‌م بلد نیست درست حرف بزنه؟ چرا زود دعوا می‌کنه؟ چرا نمی‌تونه احساسش رو ابراز کنه؟”
ولی باید اول از خودمان سوال کنیم ما در فضای خانه چه ارتباطی باهم یا با کودکانمان داریم ؟

در ادامه، چند نکته کلیدی برای پدر و مادرها آورده‌شده است که با رعایت این نکات در کنار بهتر شدن ارتباطشان با فرزندشان باعث الگو برداری کودک از رفتار آنها میشود و در نتیجه کودک به خوبی مهارت های ارتباطی را به کار میگیرد.

1)ارتباط دوطرفه، نه یک‌طرفه
به جای این‌که لحن صحبت دستوری داشته باشید با کودکتان گفت و گوی دو طرفه داشته باشید به طور مثال :
به جای “ساکت باش” بگویید: می‌خوای یه کم آروم‌تر حرف بزنیم؟”
به جای “الان وقت بازی نیست” بگویید: “موافقی اول مشقات رو بنویسیم، بعدش یه بازی مشترک بکنیم؟.”

2)ابراز احساسات در مقابل کودک
هر احساس خود را به کودک بگویید
“امروز یه کم استرس داشتم، برای همین کم‌حوصله‌ام.”
“خیلی خوشحالم که نقاشیتو دیدم، کیف کردم”
کودک در همین موغعیت ها متوجه میشود بیان احسااست نه تنها مشکلی ندارد بلکه طبیعی میباشد.

3)گوش شنوا برای صحبت های کودکان
تماس چشمی برقرار کنید، سرتان را به نشانه تایید تکان دهید ، میان کلام کودک نپرید ، حتی اگر موضوع ساده یا کودکانه ای باشد، گوش دادن فعال یعنی
.«تو برام مهمی. حرفت برام ارزش داره»

4)به کودکتان اجازه اشتباه کردن یا مخالفت کردن را بدهید
زمانی که کودک مدام از واکنش پدر و مادر بترسد، ترجیح می‌دهد سکوت کند یا دروغ بگوید. فضای خانه و خانواده باید طوری باشد که کودک بتواند :
بدون ترس مخالفت کند
احساسات خود را حتی به اشتباه بگوید
نظر خود را هر مقدار که کودکانه باشد بیان کند.

5)به جای تنبیه کردن گفت و گو کنید
تنبیه‌های تند، دعواهای بی‌پایان و تحقیر، کودک را از ارتباط سالم می‌ترسانند. به جای داد زدن، کودک را به گفت و گو دعوت کنید :
“فکر می‌کنی وقتی این کارو کردی، دوستت چه حسی داشت؟”
.”اگه جای اون بودی، ناراحت نمی‌شدی؟”

6)خودتان هم تمرین مهارت های ارتباطی داشته باشید
گوش دادن بدون قضاوت ، حل تعارضات بدون دعوا یا بحث
حل تعارض بدون تنش، گفتن احساس بدون سرزنش
زمانی که کودک این رفتار تعاملی را در شما ببیند به طور ناخودآگاه از شما یاد میگیرد.

جمع‌بندی: ارتباط، پلی به سوی آینده‌ی روشن‌تر کودک

همانطور که بررسی کردیم، مهارت ارتباطی فقط یک توانایی ساده نیست؛ بلکه زبان زندگی میباشد. زبانی که کودک از همان سال‌های ابتدایی یاد می گیرد و تا آخر عمر خود به وسیله آن جهان را تجربه میکند.

کودکی که یاد گرفته باشد با دیگران ارتباط سالم برقرار کند، راحت‌تر دوست پیدا می‌کند، اختلاف‌ها را بدون آسیب حل می‌کند، احساسات خود را پنهان نمی‌کند، و مهم‌تر از همه از خودش خجالت نمی‌کشد.

واقعیت این است که ساختن چنین مهارتی، به چیزی فراتر از تذکر و نصیحت نیاز دارد. کودکان باید در فضای داستان، بازی و تخیل، تجربه‌ی واقعی ارتباط رو لمس کنند. باید یاد بگیرند حرف بزنند، گوش بدهند، نه بگویند، دلجویی کنند.

به همین دلیل، مجموعه‌هایی مثل مجموعه ماجراجویان دقیقاً با همین هدف ساخته شده اند.
در هر جلد، کودکان با داستان‌هایی ساده ولی عمیق، وارد دنیایی می‌شوند که احساسات خودرا می‌شناسند، تمرین میکنند و کم‌کم یاد می‌گیرند.

جلد «ارتباط بهتر با دیگران» به‌طور خاص برای ارتباط بهتر طراحی شده است.
برای تهیه این مجموعه می‌توانید از به وبسایت طنین مانا اقدام کنید.

 

نویسنده این مطلب : خانم مهتاب کمانی

دیدگاهتان را بنویسید